|
|
|
|
|
يكي ديگر از نظريه هاي مديريتي موفق كه مربوط به عصر حاضر مي باشد و تحولات شگرفي را در مديريت ايجاد نموده است «نظريه مديريت ژاپني» است. آمار رسمي نشان مي دهد كه رشد بهره وري صنايع ژاپن از سال 1960 تا سال 1978 بر مبناي مديريت ژاپني چهاربرابر شده است در حاليكه در همين مدت ، آمريكا، انگليس و آلمان كمتر از نصف اين مقدار رشد بهره وري داشته اند و اين نشان دهنده تفوق و برتري مديريت ژاپني بر مديريت غربي بوده است. (1) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالی پیوندبانور ملاقات با دوستان و خویشان، زیارت خوبان و نیکان در حیات و بعد از ممات ایشان در حقیقت اتصال به نور الهی وجود ایشان است . و ملاقات و زیارت، مایه تبادل بهترین دستاوردهای معنوی است . در حقیقت هر زیارت و ملاقاتی انسان را به نور متصل می سازد. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
آنچه امام خمينى را در دنيا شاخص و نام آور كرد اين است كه وى توانستبا اراده والا و روحيه شكست ناپذير و همتبلند خود، نظامى را از بيخ و بن بركند كه مدعی بود دو هزار و پانصد سال ريشه در اعماق تاريخ دارد و به جاى آن، نظامى را استوار کرد كه در همه جهان بىنظير است، نه از آن جهت كه چيز تازهاى آورده! بلكه درستبرعكس! از آن جهت كه به كهن ترين و اصيل ترين و ريشه دارترين و پرسابقه ترين نهادهاى جاودانه بشرى يعنى ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در طول تاریخِ اعراب جاهلی ، شاید به تعداد انگشتان دست بتوان زنانی را یافت که در جامعه خود ارزشی نسبی داشته اند . در جامعه جاهلی با آن بافت ویژه و نظام فرهنگی منحط ، وجود زن مفهومی برابر با ننگ و عار داشت تا جایی که ضرب المثلی رایج در فرهنگ اعراب جاهلیت می گوید : (( زن ننگ است و ننگ را باید خاک کرد )) !! دین اسلام ، در چنین فضای تاریـک و محیط سرشار از جهـل و خفقـان ظهـور کرد و برای ارزش بخشیـدن به اصـالت انسانی انسان ها ، اعم از زن و مرد ، به پا خاست . آیین نو پای اسلام ، برای شرف و اعتبار بخشیدن به زن ؛ این موجود محروم و سر افکنده ، تمامی معیار های کهن را درهم ریخت و برای بقا و دوام انسانیت ، طرحی نو در افکند . این دین آسمانی ، زن را به مرتبه ای از علو مقام رسانید ، به گونه ای که پیامبر خدا بر دست دختر خویش بوسه زد و در کتاب آسمانی ، فرا گرفتن دانش ، دوشادوش مرد و برابر با او برای زنی که تا دیروز زنده به گور می شد ، بخشی از فرائض و واجبات شمرده شد . زن ، همه سرافرازی و عزت و شرافت را از اسلام و مولود مبارکش زهرا (س) دارد . عالی ترین نمونه شخصیت فرهنگی و معنوی و سرشار از اصالت زن مسلمان ، در وجود الگوی تربیتی اسلام ، فاطمه زهرا (س) ظهور کرد و به تعالی و عروج رسید ؛ نمونه و الگویی که فضیلتش زینت بخش قرآن شد و به فرمان آفریدگار آسمان و زمین ، زن ، شایسته ی چنان ارج و منزلتی شد که به یمن وجود گرامی اش ، سجده شکر و سپاس به جا آوردند ؛ تا آنجا که خداوند در قرآن ، زنی چون فاطمه (ع) را کوثر و عطای بی پایان معرفی کرد و او را مایه کثرت فرزند و مقام شفاعت و تداوم نسل دانست . ای ماندگار ترین بانوی تاریخ ، ای قسم خورده ی پرستش و پرهیزگاری ، ای شیرازه ی مظلومیت و گوهرِ گنج کبریایی ، ای شمیم ساحت پاک آل کسا ، فاطمه جان ! ولادتت مبارک باد ! |
||
|
|
|
|
|
در یک نگاه نام مطهرش ، فاطمه و لقب های مقدسش ؛ ام ابیها ، ام الائمه ، ام الحسن و ام الحسین است . معروفترین القاب مبارکش سیده النساء ؛ بانوی بانوان عالم ، صدیقه کبری ، زهرا ، عذرا ، طاهره ، مبارکه و بتول است . پنج سال پس از بعثت رسول خدا (ص) در شب جمعه ، مصادف با 20 جمادی الثانی در مکه ، حرم امن الهی ، دیده ی حق بین به جهان گشود . مادر بزرگوارش خدیجه و پدر گرامی اش رسول خدا ، حضرت محمد (ص) است . در دو سالگی همراه پدر و مادر ، در شِعب ابی طالب گرفتار محاصره اقتصادی و فشارهای متعدد دشمنان اسلام شد و همراه دیگر مسلمانان ، سه سال شرایط سخت را تحمل کرد . پنج سالگی در رحلت مادر به سوگ نشست و در هشت سالگی ، به همراه خاندان خود به مدینه مهاجرت کرد . حضرت فاطمه زهرا(س) در سال دوم هجرت به ازدواج امیر مومنان ، علی (ع) در آمد . حاصل این وصلت فرخنده و آسمانی ، سه پسر و دو دختر به نام های حسن ، حسین ، محسن ، زینب و ام کلثوم (ع) بود که محسن پیش از ولادت بر اثر ضربات وارده به مادر، در واقعه جانگداز سقیفه به شهادت رسید . آن حضرت سر انجام پس از یک عمر کوتاه ، در سیزدهم جمادی الاول سال یازدهم هجرت ، در حالی که مردم زمان خودش جایگاه او نزد خداوند را درک نکردند ، در بستر شهادت آرمید . تمام سالهای کوتاه زندگانی آن قدیسه ی آسمانی ، که میهمانی از ملکوت الهی در جهان بود ، در عبادت و دفاع از ولایت عظمای علوی در گذشت . سلام خدا و پیامبران الهی و فرشتگان مقرب و صالحان جهان بر او باد . پدری به نام محمد (ص) او را سر پرستی و تربیت می کند که همه مراتب انسانیت و کمالاتش را پیموده است . مادری چون خدیجه دارد که اسلام و همه مسلمانان تا ابد ، مرهون ایثار و فداکاری او هستند ؛ مادری که سه سال ، مسلمانانِ محصور در شعب ابی طالب را حمایت و همه اموال خود را در راه توسعه اسلام و انتشار پیام صلح و دوستی و محبت هزینه کرد ؛ مادری که چندین سال در مکه با همه مصیبت های طاقت فرسا ساخت و دوشادوش رسول اکرم (ص) ، اسلام را یاری کرد . حضرت زهرا (س) ؛ شوهری چون امیر مومنان علی (ع ) دارد که بیش از سیصد آیه قرآن مجید درباره او نازل شده است . او مادر عصاره جهان آفرینش ، حضرت مهدی (عج) است . او نور طور سینا ، اطلس نجابت و آسمان عفت و صلابت است که پا به عرصه ی ظهور و حضورمی گذارد . مقدمش مبارک باد !
|
||
|
|
|
|
|
امام حسن (ع) می فرماید : (( هنگامی که آیه تطهیر نازل شد ، رسول خدا (ص) ، من ، برادرم ، مادرم و پدرم را جمع کرد ، کسای خیبری ام سلمه را بر ما و خود پوشاند و فرمود : (( خدایا ! اینان اهل بیت من و همینان خانواده و عترتم هستند . پس هر پلیدی را از ایشان دور دار و آنان را پاک و مطهر ساز ! )) امام صادق (ع) نیز در این باره فرمود : (( فاطمه ، محدثه نامیده شد ، از آن رو که فرشتگان از آسمان فرود می آمدند و او را صدا می زدند ، چنان که مریم ، بنت عمران را خطاب قرار می دادند و می گفتند : ای فاطمه ! خداوند تو را برگزیده و پاک کرده و بر تمامی زنان جهان برتری بخشیده است ! ای فاطمه ! برای پروردگارت فروتنی و سجده کن و همراه رکوع کنندگان به رکوع برو ! )) فاطمه با آنان سخن می گفت و آنان نیز با او گفت و گو می کردند . )) آیینه تمام نمای اسلام که نامش جلوه گر کمال یک زن است ، در راه است . گرد و غبار از راه بگیرید که بزرگ زن تاریخ می آید ! میلادش مبارک
|
||
|
|
|
|
|
باسم تعالی تغییر عادات در مصرف اطلاعات، افزایش تقاضا برای اطلاعات تخصصی و تمایل به شخصیسازی اطلاعات از جمله چالشهایی هستند که در برابر رویهها و عملکردهای سنتی رسانهای قد برافراشتهاند
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالي مقدمه آرزو و هدف چيزيست که همواره آدميان براي بهتر شدن ، داشته اند. گاهي در راه رسيدن به آن ها عمر ها صرف نموده و نيروها خرج کرده اند. ولي آيا "هدف " و "آرزو " چيست ، خوب است يا خير ؟... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالي 1/ زبان و سخن گفتن نعمتي الهي است · انواع قول در قرآن: در قرآن کريم اوصافي در پي "قول "آمده که نوع و موضع آن را بيان مي کند: * قول معروف وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(نسا 5).... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
«كونوسكه ماتسوشيتا»، بنيانگذار مجموعه صنعتي ماتسوشيتا الكتريك (ناسيونال و پاناسونيك) در كتاب «نخست انسان سپس كالا»، داستان مردي را نقل ميكند كه از كوهنوردي پرسيد: پاسخ ميدهد: «زيرا كوه در برابر من ايستاده است!»
كرد: «جواني براي كساني كه از ايمان و اميد لبريزند، ابدي است، پس به چالشهاي هر روز تازه با دليري و اعتماد، خوشامد بگو!»
يافتن از رمز و راز موفقيت جوامع صنعتي بود، امروزه خود به موضوع مطالعه بسياري از پژوهشگران تبديل شده است؛ پژوهشگراني كه علاقهمندند به راز موفقيت ژاپن در توسعه منابع انساني، فلسفه مديريت، نگاه به انسان بهعنوان خالق و رويكرد انساني به توليد و نيز نسبت ميان صنعت و نيروي كار با تأكيد بر اخلاق حرفهاي پي ببرند.
شايد كمي اغراقآميز به نظر برسد اگر بگويم ژاپنيهايي كه اكنون در قيد حياتاند و در اوايل سلطنت امپراتور ميجي (1868) متولد شدهاند، در طول مدت زندگيشان شاهد تحول و پيشرفتي در كشور خود بودهاند كه در اروپا دو تا سه قرن طول كشيد. من يكي از اين ژاپنيها هستم.
كه 22 سال دستيار ويژه كونوسكه ماتسوشيتا بوده است. او در اين كارگاه، علاوه بر تحليل نظريه مديريت ماتسوشيتا و نگاه انساني او به نيروي كار، توسعه منابع انساني، ترويج آرمان مشترك، نحوه مواجهه با چالشها و خوشامدگويي و رمز و راز توسعه ژاپن امروز را تبيين ميكند. گفتوگو درباره برخاستن، فرو افتادن و نوزايي يك سرزمين و ملت در دوره زماني كوتاهتر از يكصد سال از داستانهاي شگفتانگيز روزگار ماست. پروفسور اِگوچي و همكارانش براي ما خواهند گفت كه رمز اين تحول شگفت در نگاه به انسان بوده است، آنجا كه ميگويد: بهعنوان مدير اگر در نگاه به كارگر احساس فرزندانت را نداشته باشي، مدير خوبي نيستي!
و برجستهترين كارآفرين سدة بيستم در جهان خطاب ميكنند و رويكرد انساني او به صنعت، توليد، مديريت و گزينش خدمات را ستايش ميكنند. بيشترين عبارتي كه براي آنها جذابيت داشته، اين جمله ماتسوشيتا است: «نخست، انسان!» (PEOPLE COME FIRST) كه در كتابي به قلم آقاي اگوچي به خوبي تحليل شده است.
در سالن جلسات مؤسسه برگزار خواهد شد و فرصت مناسبي است براي گفتوگو در خصوص موفقيتهاي ناسيونال و پاناسونيك از زبان نزديكترين فرد به بنيانگذار آن و مدير توسعه آموزشي، پژوهشي مجموعه ماتسوشيتا الكتريك در كيوتو (PHP). مديران محترم به غناي مباحث، بهويژه در زمينه توسعه منابع انساني» ياري خواهد رساند. انشاءاله. ما و سازمانهايي كه مديريت ميكنيم. 4. گشودن چشم بر انديشههاي ديگران و هموارسازي فرايندي اثربخش براي رسيدن به آرمان مشترك در سازمان. در سازمان. مديريت و توسعه منابع انساني. ارتباط پيچيده آنها با عمل. اطلاعات در ارتباط با فضاي بيروني و دروني سازمان. (ناسيونال و پاناسونيك).
5- روحيه ادب و فروتني
شده، نه تنها بنيان ترويج يادگيريهاي بين فرهنگي را مستحكم ميكند، بلكه آنان را با رويكرد فرهنگي به منابع انساني و از رهگذر آن آگاهي از راز و رمز موفقيت انسانبنيان در كسب و كار آشناتر ميكند. منبع:همشهری آنلاین |
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
|
|
كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد. همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي! او پاسخ داد: ممكن است. روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي! او گفت: ممكن است. پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست. همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري. او پاسخ داد: ممكن است. فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي ! او گفت: ممكن است. و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد... منبع : يادداشتهايي از يك دوست؛ اثر آنتوني رابينز ارسالی از: خانم دکتر عدالتی |
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالي همواره رهبري و پيشوايي ، از آن برجسته ترین و آشناترين کس بوده ، و از آن کسي است که نسبت به ديگران آشناتر به مسايل باشد . به اين معنا که يا بايد رهبر و پيشرو ، آگاهترين باشد يا اگر پيداکردن آگاه ترين ميسر نبود ، به فردي که آگاهتر از سایرین باشد سپرد . علی عليه السلام در وصف پیامبر صلوات الله عليه و آله و سلم چنين میفرماید: «ثم فوض الی النبی6 امر الدین و الامة لیسوس عباده»; خدا امور دین و امت را به پیامبر واگذارد تا بندگانش را تربیت کند. از جمله معاني کلمه «سیاست» به معنای تادیب ، تربیت و سرپرستی امور است . "سائس" یعنی مؤدب، مربی و اداره کننده. (مجمع البحرین، ماده «ساس») مؤلف فقه سیاسی اسلام در تعریف سیاست مینویسد : «السیاسة استصلاح الخلق بارشادهم الی الطریق المنجی فی العاجل و الآجل»; سیاست، اصلاح مردم به شکل راهنمایی آنان به راهی است که موجب رستگاریشان در دنیا و آخرت گردد. (ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، ص67) در کتاب اقرب الموارد، چنین آمده است: «السیاسة المدنیة تدبیر المعاش مع العموم علی سنن العدل و الاستقامة»; سیاست عبارت از اداره زندگی مردم بر اساس قسط و عدل است. بنابرآن چه گفته شد، «سیاست» یعنی زعامت و رهبری جامعه به گونهای که سعادت دنیا و آخرت مردم تامین گردد . و در همين معني بکار مي رود زماني که میگوییم : ائمه عليهم السلام بزرگترین سیاستمداران عصر خود بودند. در زیارت جامعه کبیره، امام هادی عليه السلام در وصف اهل بیت عليهم السلام میفرماید: «و قادة الامم واولیاء النعم... و ساسة العباد و ارکان البلاد.» از آنجاکه اين امانت الهی (حکومت) غالبا در دست اهل دنیا بوده ، کلمه سياست به معناي خاص ديگري تغيير يافته است ، و به نحوي قرین مکر و فریب گرديد . علی بن ابیطالب عليه السلام در نخستین روز حکومتخود ، به صراحت و روشنی ، سیاستخود را چنین بیان نمودند : « انگیزه من از حکومت احیای دین و برقراری قسط و عدل در جامعه میباشد و روش من همان سیره رسول اکرم صلوات الله عليه و آله خواهد بود و در این امر با احدی مماشات نمیکنم . به خدا قسم ، من در مورد دینم سازش نخواهم کرد .. .و لو غبت عنکم من یسیر فیکم بهذه السیرة :اگر من از دید شما غایب گردم چه کسی به روش رسول خدا صلوات الله عليه و آله و سلم در میان شما رفتار خواهد کرد؟ (عبدالرزاق، المصنف، ج 10، ص 125) وقتي با اين نگرش به گذشته و حرکت و رهبري آگاه امام خميني مي نگريم مي بينيم ، او نيز چون مقتدا و مولاي خويش علي عليه السلام اجراي عدالت و دفاع از مظلومين را سرلوحه حرکت تاريخي خويش قرار داد. آگاهي امام خميني از امور و عدم بي تفاوتي نسبت به آن ، و اعتراض به بي عدالتي ، و مقاومت در راه حق ّ ، از ابتداي ترين شاخصه هاي آن بزرگوار است و اين ها زماني تبلور پيدا نمود که با شجاعت آميخته گرديد و بي مهابا نا توانايي اجراي عدالت را به رخ ظالمين کشيد. برقراری عدالت در زمینههای گوناگون اقتصادی و اجتماعی از اهداف مهم همه رهبران الهي بوده و هست و در سيره علي بن ابيطالب عليه السلام ، واضح و روشن است و میفرماید: «قد الزم نفسه العدل ، فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه. یصف الحق و یعمل به»; خود را ملزم به عدالت نموده و نخستین مرحله عدالت این است که خواستهای دل را بیرون راند ، حق بگوید و بدان عمل کند . (صبحی صالح، نهجالبلاغه، خطبه87) شجاعت و مقاومت از خصوصياتي است که در رهبران الهي به چشم مي خورد ، و انگيزه هاي الهي ايشان را نمايان تر مي کند . و در اين راه از کوچکترين تلاشي فروگذار نمي نمايند . قدرت و صلابت ، در اصلاح امت و نظام اسلامی جز با انگيزه هاي الهي ميسر نيست و در تأييد همين امر است که علي عليه السلام مؤمن را چنين توصیف میفرماید: المؤمن نفسه اصلب من الصلد (نهجالبلاغه، حکمت333) مؤمن روحش از سنگ خارا سخت تر ومحکمتراست ، و خود آن حضرت به عنوان یعسوبالمؤمنین ، و نمونه ي عملي حاکم اسلامي در اجرای احکام الهی و برقراری عدالت کوچکترین سستی به خرج نداد. از جمله شاخص هاي حرکت و رهبري امام خميني رحمة الله عليه که وي را به وسعت تاريخ بزرگ نمود و نام وي را بلند نمود ، تبعيت از قرآن ، اجراي قوانين الهي و محوريت ارزش هاي معنوي است . حیات و عظمت مسلمانان در اعصار قبل , به دلیل عمل به قرآن , و سستی کنونی آنان در جدایی از این کتاب شریف است و اگر تجدید حیات معنوی را خواستارند , باید به سوی قرآن بازگردند ) . ( قرآن در سیره و سخن و اندیشه امام خمینی ) . مقاله نگارنده در فصلنامه نور مبین , سال اوّل بهار ۱۳۴۸. شماره ۱,ص ۶۲ـ ۶۳. ) او دردمندانه نوشت : (هان ای ملت غیور قرآن , دست تبهکاران را کوتاه کنید و قلم جنایتکاران را بشکنید تا تاج کرامت و شرف شما که قرآن است , بر قرار بماند). (کشف اسرار , امام خمینی , قطع جیبی , قم , پیام اسلام, ص ۸۰) به باور آن روح قدسی , وقتی مسلمانان به قرآن پناه آورند , بیگانگان جرئت نخواهند کرد مفاخر اسلامی , هویت دینی و ارزش های الهی را که مورد اتفاق مسلمانان است , هتک کنند . امام عقیده داشت مسئولیت پاسداری از قوانین الهی و عمل به قرآن کریم تنها راه بازیابی عظمت , عزت و شکوه پیشین اسلامی و مسلمین و زداینده هرگونه استعمار است ) . ( قرآن در سیره و سخن امام خمینی), همان مآخذ, ص ۴۶; کتاب خمینی و جنبش, ص ۸۲.) در قرآن کريم چنين آمده است : الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امرو ا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور . (حج: 41) مؤمنان کسانیاند که هرگاه قدرتی در زمین کسب نمایند ، نماز را به پا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنندوپایاناموربرایخداست. ديگر از موارد مهم و قابل تأمل در حرکت رهبران الهي ، زمينه سازي و تقويت جريان ها ي مثبت و سازنده و خير مي باشد . لازمه حاکميت ، اشاعه و گشترش معروف ، و ايجاد زمينه هاي مساعد است . که در روش امام خميني رحمة الله عليه به روشني به چشم مي خورد . اگرچه اين گونه حرکت ها حرکت ايجابي است ولي در جامعه اي که انواع مخالفان داخلي و خارجي سعي در سرکوبي و شکست آن دارند جزو مشکل ترين کارها به شمار مي رود ، که مي بينيم که امام خميني با تدبير و مديريت اوضاع چه نيکو و سربلند به رهبري جامعه پرداخت و سکان کشتي درگير توفان را چه ماهرانه رهبري نمود و کشتي و سرنشينان آن را سالم و سربلند به ساحل رساند. ديگر از مسايل قابل توجه در رهبران الهي ، مبارزه با انحراف ، و روشنگري و هدايت جاهلان و سرکوب حرکت هاي انحرافي است . در هر حرکت اجتماعی ، عدهای با روند اصلاح امور مخالفاند . این گروه ها ، اگر در نظام اسلامی به شکل منطقی با مسائل مخالفت نمایند حکومت آنها را تحمل خواهد کرد و آنها میتوانند به زندگی عادی خود مشغول باشند . اما اگر بخواهند عناد بورزند و در مقابل حرکت ها و اقدامات نظام بایستند قطعا باید با آنها برخورد مناسبی صورت گیرد. در غیراین صورت، به تدریج با تبلیغات و نفو ذ در ارکان حکومت ، مشکلات متعددی را ایجاد خواهند کرد. امام خميني نيز در همين راستا با سخنراني ها و تبيين حقايق سعي در هدايت جاهلان نموده و با صلابت و اقتدار در برابر انحرافات و جريان هاي انحرافي مقاومت نمودند. ديگر از اقدامات رهبران الهي ، اصلاح امور است : 1. اصلاح نظام فکری و فرهنگ عمومی . 2. اصلاح مدیریت و دستگاه اجرایی . مهمترین انحراف دینی از بین رفتن بینش دینی و دنیاگرایی مردم است . که در سيره علي عليه السلام اهتمام به اين امر بسيار ديده مي شود. امام خميني جامعه را در معرض نسيم روح بخش اسلام و اسلامي بودن قرار داده و تجربه آن را به مردم ارزا ني نمود. امام خمینی در جستجوی کرامت و عزتی بود که بر خدا باوری و توحید اتکا داشت و هدایت و تربیت انسان را عملی می ساخت و در این زمینه , همان اصلاحاتی را پی گرفت که انبیا و اولیای الهی آغاز کرده بودند . تجدید حیات معنوی و بیداری که آن روح قدسی به وجود آورد , حرکتی فرهنگی برای رشد معنوی , پرورش های اخلاقی و عروج و سیر انسان ها به سوی حق تعالی به شمار می رفت . او دین داری و رعایت موازین شرعی را لازمه چنین کرامتی تلقی می کرد و بر این باور بود که فضیلت خواهی , عزت, عظمت و سربلندی مسلمانان با هر گونه غرب زدگی , خرافات , نژادگرایی , مادی گرای و سلطه در تضاد آشکار است و امکان ندارد هویت اسلامی مسلمین , بدون پایبندی به احکام قرآن و سنّت نبوی حفظ شوند . به همین دلیل , او تمام جوشش ها و حرکت ها را به سمتی هدایت کرد که بر ایمان و پارسایی اتکا داشت و همین امر پایه گذار حرکت زنده و جاویدی در تاریخ شد و امام خميني این تحول را با تزکیه درونی, با تکیه بر قدرت الهی , زیستن با عموم مردم و انس با محرومین صالح آغاز کرد و از همان مکان ساده ای که در قم و جماران در آن می زیست , قدرت های مهم را به چالش کشید. در راستاي چنين اصلاحاتي در سيره و روش علي عليه السلام به نامه ها و سخنراني هاي متعددي برمي خوريم ، از جمله نامه علي عليه السلام به " مصقلة بن هبیره سیبانی " فرماندار یکی از شهرهای فارس،که چنين نوشت: " درباره تو به من گزارشی رسیده که اگر درستباشد و این کار را انجام داده باشی پروردگارت را به خشم آورده و بر امامت عصیان کردهای. گزارش رسیده که غنایم مربوط به مسلمانان ر ا ، که به وسیله اسلحه و اسبهایشان به دست آمده و در این راه خونهایشان ریخته شده است ، در بین افرادی از بادیهنشینان قبیلهات ، که خود برگزیدهای ، تقسیم میکنی . سوگند به کسی که دانهها را در زیر خاک شکافت و روح انسانی را آفرید ، اگر این گزارش درستباشد تو در نزد من خوار شدهای و ارزش و مقدارت کم خواهد بود . آگاه باش که حق مسلمانانی که نزد من یا تو هستند در تقسیم این اموال مساوی است. باید همه آنها به نزد من آیند و سهمیه خود را از من بگیرند . (نهج البلاغه، نامه43) از بين بردن تعصبات قومي از زمره اصلاحات مهم و ضروري به شمار مي رود. حضرت علی عليه السلام برای از بین بردن تعصبهای قومی و برقراری مساوات اسلامی تلاش فراوان کرد; از جمله برخورد قاطع آن حضرت با برادرش عقیل، گویای این مدعاست . در نامهای نیز به یکی از فرمانداران متخلف مینویسد: «به خدا سوگن د، اگر حسن و حسین این کار را کرده بودند هیچ پشتیبانی و هواخواهی از ناحیه من دریافت نمیکردند و در اراده من تاثیری نمیگذاشتند تا آنگاه که حق را از آنان بستانم و ستمهای ناروایی را که انجام دادهاند ، دور سازم . (نهج البلاغه، نامه 41) امام خميني نيز به پيروي اين مقتداي معصوم و والا مقام است که از تأييد و حمايت غير الهي پرهيز نمود و هرگز آب به آسياب غير حقّ نريخت . ملاک عمل و ملاک حمايت فقط حقّ است . و ترويج حقّ محوري در جامعه از اصلاحات اساسي و بنياديني است که دنيا و آخرت افراد را احيا مي کند. علي عليه السلام ملاک حمایت خود را به عنوان حاکم اسلامی " حقّ " معرفي مي نمايد و مي فرمايد : الذلیل عندی عزیز حتی آخذ الحق له و القوی عندی ضعیف حتی اخذ الحق منه . رضینا عن الله قضائه و سلمنا لله امره.» «ستمدیدگانی که در نظرها ذلیل و پستاند از نظر من عزیز و محترماند تا حقشان را بگیرم و نیرومندان ستمگر در نظر من حقیر و پستاند تا حق را از آنها بستانم . در برابر فرمان خدا راضی و تسلیم امر او هستیم . (صبحی صالح، همان، کلام37) به فرمایش مقام معظم رهبری: ( بر اثر نهضت امام , مسلمانان در همه جای عالم احساس عزّت کردند. اکنون مسلمانان در همه جای دنیا احساس عزت کرده و به مسلمانی خود افتخار می کنند . قبل از این مسلمانان در هر جای دنیا که بودند , چیزی به نام امّت اسلامی برای مسلمین عالم مطرح نبود یا جدی نبود; امروز مسلمانان در اقصی نقاط آسیا تا قلب آفریقا و در تمام خاورمیانه , در اروپا و آمریکا , همه احساس می کنند که جزء یک جامعه جهانی بزرگ هستند ; یعنی جزء امت اسلامی هستند . این احساس شعور به امت اسلامی را امام خمینی در دنیا به وجود آورد و این بزرگ ترین حربه برای دفاع از جوامع اسلامی در مقابل استکبار است) . (سخن آفتاب, به کوشش معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی, ص ۱۳۰ـ ۱۳۱. ) ایشان در جای دیگر یادآور می شود: (امروز در هر نقطه ای از دنیای وسیع اسلام , جمعیتی و گروهی به انگیزه آزادی خواهی و ضدیت با استکبار حرکت می کنند, مبنا و قاعده کارشان, امیدشان و رُکنشان, تفکر اسلامی است و نهضت جهانی اسلام به برکت امام عزیز به راه افتاده است(سخن آفتاب ص ۱۳۷; روزنامه جمهوری اسلامی, ۲۳ تیر ۱۳۶۸)
|
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالي ام البنين (س) که بود ؟ (فاطمه كلابيه) دختر حزام ، از زنان مؤمن ، شجاع و فداكار و بانويي از شجره اي اصيل بود.( بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1) نامش فاطمه و کنیهاش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام (در اصابه: جلد 1 صفحه 37 و معارف ابن قتيبه: صفحه 92 «حرام» با "ر" بدون نقطه آمده ، ولى در تاريخ طبرى ، تاريخ ابن اثير و تاريخ ابن الفداء و غين (حزام ) با زاء ثبت شده است) ، بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن كعب بن عامر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن است ، و مادرش ثمامه یا لیلاست (يا شمامه ) در اغانى: جلد 15 صفحه 50 (خالده) آمده است. از خانواده سهل بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب مىباشد) . همسرش علیبن ابیطالب علیهالسلام و فرزندانش عباس علیهالسلام ، عبداللّه، جعفر و عثمان ، که هر چهار تن در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند. و پس از شهادت همسر يگانه اش در عالم به کسي ازدواج ننمود (مناقب ابن شهر آشوب: جلد 2 صفحه .76/ سفينة البحار: مرحوم محدث قمى، جلد 6 صفحه .133) آرامگاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است. · ام البنين چگونه به خانه علي عليه السلام رسيد؟ پس از مدتي که از شهادت بانوي نور ورحمت گذشت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام به برادرش عقيل بن ابى طالب كه آشنا به انساب عرب بود، فرمود تا فردى از تبار دلاوران معرفي نمايد که شهامت و دليري در تيره ايشان صفتي ثابت بوده و در پرورش فرزندان به آن اهتمام داشته باشند . و در اين راستا فرزنداني دليربراي ياري حق پرورش دهد. (تنقيح المقال: ج 2 صفحه .128) . عقيل،در اين راستا ام البنين كلابيه را معرفي نمود كه قبيله و خاندانش، بنى كلاب، در شجاعت بى مانند بودند ( الاصابة: صفحه 375 ج 1، معارف ابن قتيبه: صفحه 92،اغانى: صفحه 50 ح .1 ) . بنى كلاب از حيث شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند، و لبيد درباره آنان چنين سروده است: «ما بهترين زادگان عامر بن صعصعه هستيم» و كسى بر اين ادعا خورده نمىگرفت . «ابو براء»، (ملاعب الأسنة) : همبازى نيزهها ، كه عرب در شجاعت مانند او نديده بود، از همين خاندان است ( تنقيح المقال: ج 2 صفحه .12 ) . حضرت امير المؤمنين عليه السلام اين انتخاب را پسنديد و عقيل را به خواستگارى پيش فرستاد. و امام عليه السلام همواره از مشاهده ادب و وقار وي که در سايه عقل و ايمان او مي درخشيد ابراز رضايت نموده و از صميم قلب در حفظ حرمت او كوشيد. امير المؤمنين عليه السلام بر تعاليم نبوي که پيامبر اکرم صلوات الله عليه و آله فرمودند: مردم چون معدن ها گونه گونه اند و نژاد در کسان نافذ است و تربیت بد چون نژاد است . (نهج الفصاحه ، ح 3146) با تأکيد بر اين پرس و جو (براي يافتن همسرى که زاده دلاوران عرب باشد) بر تأثير سرشت و خصايص اجداد به فرزندان صحه نهاد. o وجود شريف ابو الفضل عليه السلام مورد دو لطف الهي پدري چون علي عليه السلام و مادري چون ام البنين و تحت تعاليم و وراثت دو گونه شجاعت در هم آميخته است: 1. شجاعت هاشمى و علوى كه ارجمندتر و والاتر است و از جانب پدرش سرور اوصيا به او رسيده، 2. شجاعت عامرى كه از جانب مادرش ام البنين عليها السلام ارث برده است، زيرا كه در ميان تيره مادريش جدى پيراسته چون عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب (جد ثمامه مادر ام البنين) بوده است كه به سبب قهرمان سالارى و شجاعتش او را «ملاعب الأسنة» يعنى كسى كه سر نيزهها را به بازى مىگيرد، مىناميدند. اين لقب را نخستين بار حسان در باب او به كار برد، چون ديد كه يك تنه با شجاعاتى كه او را احاطه كرده بودند پيكار مىكند، و لذا گفت: «وى سر نيزهها را با دستش به بازى گرفته است». نيز از اوس بن حجر نقل شده كه درباره عامر گفته است: يلاعب أطراف الأسنة عامر / فراح له حظ الكتائب أجمع (اغانى: جلد 15 صفحه 50، بلوغ الأرب: جلد 1 صفحه .317 ) عامر سر نيزهها را به بازى مىگيرد، پس او در كارآيى و توان نظامى، به تنهايى نيروى يك لشگر را در خود جمع دارد. o عباس بن علي عليه السلام بهرمند از ميراث پدر ، که تحت تعاليم نبوي که فرمود هیچ پدری مالی بهتر از ادب نیک،به فرزند خود نداده است. (نهج الفصاحه ، ح2613) ، علي عليه السلام اين ميراث را به نيکويي با وجود مادري که شاگرد همين مکتب منور بود به وي هديه فرمود .
o همواره در انتقال اين صفت ،شريف مادري چون ام البنين شاخص ، عامل و تأثير گذار بوده است چرا که نه تنها حسب نيکو داشته بلکه اهتمام به اين حسب نيکو و انتقال آن به فرزندانش تحت تعاليم نوراني علي عليه السلام چندين برابر گرديده است که فرمود : میراثى ماندگارتر و سودمندتر از ادب نیست. (نهج البلاغه ، ح 109، ص 1139) و حضرت امّ البنين اين سخن منّور را در عملکرد خود با بلنداي نام " عباس بن علي عليهما السلام " در تمام تاريخ و نزد تمام بشريت (فارغ از مليت و دين ) ، به نمايش گزارد. علي عليه السلام فرمودند: ادب نیکو، نسب خوبى است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب ادب) و همچنين فرمودند : حسبى چون ادب نیست. (غررالحکم و دررالکلم ، باب ادب) · خدامحوري در زندگي حضرت ام البنين موج مي زند.(از لحظه انتخاب و قدم نهادن در منزل امام المتقين تا آخرين لحظات حيات منور خويش) · عملکرد حضرت ام البنين از سر ايمان ، و عبادتي آگاهانه و مختارانه بود. · حضرت ام البنين ، فرزندان دخت گرامى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را بر فرزندان خود مقدم مىداشت . وي توفيق اين عبادت را از جهات مختلف برخود واجب و لازم مي شمرد و در سايه عبوديت و ايمان ، ابراز بخش عمده محبت و علاقه خود را به ايشان، فريضهاى دينى مىشمرد، و خود را موفق به اين سفارش خداوند متعال که همگان را به محبت آنان دستور داد(سوره شورى،آيه 23، (قل لا اسالكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) ، و آنان را امانت و ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «الحسن و الحسين ريحانتا رسول الله» (امالى صدوق: صفحه 85 و ينابيع الموده: صفحه 166 و احقاق الحق: جلد 10 صفحه 595 الى صفحه 626 و ارشاد مفيد صفحه 180) . حضرت ام البنين با درك عظمت آنان به خدمتشان قيام كرد و در اين راه از بذل هرآنچه در توان داشت دريغ نورزيد. · حضرت ام البنين تلاشي صادقانه و خالصانه در جهت خدمت به فرزندان حضرت صديقه سلام الله عليها داشت و روح اين تلاش و علاقه را به فرزندان خود با آموختن مهارت هايي در سايه ادب و احترام منتقل ساخت.و فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين تلاش و علاقه وي را دريافته و همواره براي وي و فرزندان وي احترام و علاقه خاصي قائل بودند. و رعايت ادب از جانب اين بزرگوار ، به گفته علي عليه السلام که فرمود : براى عقل، ادب همدم خوبى است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب ادب) . در حقيقت گزينش بهترين همدم براي عقلي است که سعادت براي خود و ديگران تضمين نمود . علي عليه السلام فرمودند: ادب بهترین خوى و خصلت است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب ادب) · تلاش هاي مشفقانه و مؤمنانه وي از اولين لحظاتي که قدم در منزل مولا عليه السلام گزارد و حسنين عليهماالسلام را بيمار يافت و به پرستاري و رسيدگي عاشقانه به ايشان پرداخت (زندگانى حضرت ابو الفضل العباس عليه السلام: صفحه .2 ) ، تا آخرين لحظات زندگي منور وي پيدا و هويداست . و همواره تأييدات حضرات معصومين عليهم السلام را با خود داشته و دارد. · حضرت ام البنين مؤمني سرزنده ، هشيار، خدامحور ، و متوجه و اهل ادب. وي بانويي بود که با اهتمام و جدّيت به تعاليم نوراني علي عليه السلام عمل مي نمود ،که فرمود : امام علی علیه السلام فرمودند: اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325) شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است. · ام البنین مادر ادب است، ادب در وي نه تنها اصيل و ريشه دار، بنيادين و زنده و عملي است بلکه ادب، زاده و حاصل او ، همواره در تمام عبادات اوست. اين چنین نیست که "ادب و معرفت" این بانو ، صفتی باشد در کنار ديگر اوصاف درخشان وي ، بلکه خورشید ادب او در نهايت درخشش ،ديگر صفات زیبا و تکميل کننده او را تحت الشعاع خود قرار می دهد. ادب وي تمام آنات و لحظات وي که به عبوديت مزيّن بود را دربرگرفته بود و او با ابتکار عمل خود را به بهترين شيوه رعايت اصول مشرف مي ساخت. ( پس از چندى به مولا پيشنهاد داد كه به جاى فاطمه، كه اسم قبلى و اصلى وى بوده، او را ام البنين صدا زند، تا عزيزان فاطمه زهرا سلام الل عليها از ذكر نام اصلى او توسط مولا عليه السلام به ياد مادر خويش، فاطمه زهرا سلام الله عليها، نيفتاده و در نتيجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد ). · حضرت ام البنين زندگي حويش را در سايه انجام فرامين الهي ، ودقت در ريزه کاري ها ، به منتها درجه قبول و سعادت ملحق نمود. مثلاً وي تلاش مي نمود تا دل ها را از غم ونگراني برهاند و مايه گشایش دل ديگران شود ، مخصوصاً درباره بهترين خلق چون علي عليه السلام و فرزندان وي . |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
|||
|
||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||
|
|||||||||||
|
|
|
|
|
یکی از مسائل و نکاتی که همیشه در طول تاریخ مطرح بوده است آنکه جایگاه قبر شریف آن حضرت هنوز نامعلوم است. بعضی آن را مطابق برخی از روایات در بقیع و برخی در داخل خانه اش در کنار مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) و برخی هم در روضه (آن مقدار از مسجد که میان قبر پیامبر و منبر آن حضرت قرار دارد) می دانند. ابراهیم بن محمد همدانی می گوید که برای امام هادی (علیه السلام) نامه ای نوشتم که مرا از قبر فاطمه (سلام الله علیها) باخبر سازید! حضرت امام هادی (علیه السلام در جواب چنین مرقوم داشتند که : «هی مع جدی صلوات الله علیه و آله» { او با جدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.} (بحار الانوار، ج 97، ص 198) بزنطی گوید که از امام رضا (علیه السلام) در مورد قبر حضرت زهرا (سلام الله علیها) سؤال کردم امام فرمودند: «دفنت فی بیتها فلما زادت بنو امیه فی المسجد صارت فی المسجد» {حضرت در خانه اش دفن شده است و وقتی که بنی امیه خانه را به مسجد نبوی اضافه کردند به مسجد ملحق شده است . (عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 36) بنابراین هر کس نزد قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روضه مقدسه بایستد و حضرت زهرا (سلام الله علیها) را زیارت کند ان شاء الله فضیلت زیارت آن حضرت از نزدیک را به دست آورده است. |
||
|
|
|
|
|
هنگامی که آیه مبارکه «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یزکر فیها إسمه» (سوره نور – آیه 36) (نور خدا) در خانه هایی است که خدا رخصت داده که قدر و منزلت آنان رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود.) بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد ، پیامبر این آیه را در مسجد تلاوت کردند در این هنگام شخصی برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا! مقصود از این خانه ها با این اهمیت کدام است؟ حضرت فرمودند: خانه های انبیاء . ابوبکر برخاست در حالی که به خانه حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره می کرد گفت: آیا این خانه از همان خانه ها است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بله از برجسته ترین آنها است. (در المنثور، سیوطی، ج 6، ص 203) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مدت نه ماه به در خانه دخترش می آمد بر او و بر همسر عزیزش علی بن ابیطالب سلام می کرد. (درالمنثور، ج 6، ص 606) و این آیه را می خواند که : «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» (سوره احزاب، آیه 33) {خانه ای که مرکز نور الهی است و خدا به ترفیع آن امر فرموده از احترام بالایی برخوردار است.} خانه ای که اصحاب کساء را دربر می گیرد و خدا از آن با جلالت و شکوه یاد می کند باید مورد احترام قاطبه مسلمانان باشد. سؤال اینجاست که در این خانه ی باعظمت بعد از وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چه اتفاقاتی روی داده است و چرا اهالی این خانه که از برترین مخلوقات خدا هستند مورد تعرض واقع شده اند؟ تا جایی که بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) همسر گرامی ایشان حضرت علی (علیه السلام) و بعد از دفن آن حضرت سخنانی را بیان می کنند که حکایت از سوز دل مولا دارد. این سخنان درد دلی است پر سوز و گداز که حضرت علی (علیه السلام) با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) از یک سو و مصیبت خودش به سبب فراق از همسرش از سویی دیگر و بخشی از حقایق مهم تاریخی صدر اسلام را بصورت غیر مستقیم اما گویا و پرمعنا منعکس می کند . این سخنان در خطبه 202 نهج البلاغه آمده است که در ادامه بصورت مختصر به آن اشاره می گردد: «السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازله فی جوارک و السریعـه اللحاق بک» { سلام و درود خدا بر تو ای رسول خدا از جانب من و از سوی دخترت که هم اکنون در جوار تو آرمیده و به سرعت به تو ملحق شده.} جمله و عبارات این کلام با ادب و احترام و سلام شروع می شود و این جمله که «السریعه اللحاق بک» اشاره ی پرمعنایی به مصائب شدید حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دارد که او را در بهترین سالهای جوانی به دیار باقی منتقل ساخت و فاصله آن با رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر طبق برخی روایات 75 روز و مطابق برخی روایات 95 روز بوده است. امام علیه السلام در ادامه می فرمایند: «قل یا رسول الله عن صفیتک صبری و رق عنها تجلدی الا أن فی التأسی لی بعظیم فرقتک و فادح مصیبتک موضع تعز» { ای رسول خدا! از فراق دختر برگزیده و پاکت پیمانه صبرم لبریز شده و طاقتم از دست رفته است. هرچند پس از روبرو شدن با غم بزرگ فراق و مصیبت دردناک تو ، این مصیبت برای من قابل تحمل شده است.} در این فراز از سخنان خود حضرت به این نکته اشاره می کنند که گر چه مصیبت زهرا (سلام الله علیها) جانکاه است اما مصیبت رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) جانکاه تر بوده و تحمل آن برای حضرت مشکل تر بوده است. هرچند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همسری بسیار گرانقدر و مهربان بوده است اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای حضرت به منزله پدر، راهنما، معلم، استاد و خلاصه همه چیز بوده است . (شرح نهج البلاغه/ مکارم،ج8، ص 201) حضرت علی (علیه السلام) در ادامه به شرح مصیبت های حضرت زهرا (سلام الله علیها) برمی گردد و می فرماید: «فلقد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینـه اما حزنی فسرمد و اما لیلی فمسهدإلی أن یختار الله لی دارک التی انت بها مقیم» { امانتی که به من سپرده بودی هم اکنون باز پس داده شده و آنچه به نزد من بود گرفته شد اما حزن و اندوه من جاودانه است و شبهایم همراه با بیداری و بی قراری است تا آن زمان که خداوند منزلی را که تو در آن اقامت گزیده ای برایم برگزیند و من نیز به تو ملحق شوم.} این عبارات از شدت اندوه حضرت علی (علیه السلام) در برابر حادثه غم انگیز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد و پیوند عاطفی و روحانی و معنوی میان ایشان را به خوبی نشان می دهد. آنگاه امام به گوشه ای از مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره کرده و می فرمایند: «و ستنبئک ابتنک بتظافر امتک علی هضمها فأحقها السؤال و استخبرها الحال هذا و لم یطل العهد و لم یخل منک اذکر» {به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو در ستم کردن به وی دست به دست هم دادند ، سرگذشت دردناک او را از او سؤال کن و خبر این حوادث را از او بگیر . این حوادث زمانی روی داد که هنوز مدت زیادی از رحلت تو نگذشته و یادت فراموش نشده است.} حضرت علی (علیه السلام) در کمال ادب و حفظ احترام به این نکته اشاره می کنند که هنوز مدتی طولانی از سفارشات شما در مورد اهل بیت نگذشته است و مردم همه تمام این پیمانها را فراموش کرده اند. سرانجام حضرت در پایان سخنان خود چنین می فرمایند که: «والسلام علیکماسلام مودع لا قال و لا سئم فان انصرف فلا عن ملالـه و ان اقم فلا عن سوء ظن بما وعدالله الصابرین.» {درود خدا بر هر دوی شما باد، درود و سلام وداع کننده نه وداع نا خشنود خسته دل ، اگر از کنار قبر تو بازگردم به خاطر ملالت نیست و اگر اقامت گزینم هرگز به جهت سوء ظن به وعده نیک خداوند در مورد صابران و شکیبایان نیست.} از این تعبیرات و از آنچه در نهج البلاغه آمده به خوبی می توان دریافت که حق ناشناسان در زمان کوتاهی بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه مصائبی بر اهل بیت (علیهم السلام ) او و عزیزترین عزیزان آن حضرت وارد آمده است. |
||
|
|
|
|
|
دختر گرامی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در نزد رسول گرامی اسلام از مقام و جایگاه بالایی برخوردار بودند و سخنان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در حق دخترشان، حکایت از عصمت و شأن و مقام والای ایشان دارد . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: « فاطمه بضعـه منی فمن أغضبها أغضبنی» ( فاطمه پاره ی تن من است و هرکس او را به خشم آورد مرا خشمگین کرده است) . < فتح الباری در شرح صحیح نجاری ج 7، ص 84 > . به وضوح پیداست که خشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مایه اذیت و ناراحتی اوست و سزای چنین فردی در قرآن کریم چنین بیان شده است که: « والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب ألیم » < آنان که رسول خدا را آزار دهند برای آنان عذاب دردناکی است> . (سوره توبه ، آیه 61) لازم به ذکر است کوتاهی عمر با برکت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و همچنین عدم ثبت همه وقایع حیات آن حضرت به واسطه سانسور شدید نسبت به خانواده نبوت ، باعث عدم دسترسی به همه فضائل ایشان و آنچه دشمنان دین خدا ورسول خدا (ص) به ایشان وامیرالمومنین علی (ع) روا داشته اند گردیده است و طبعی است که شناخت ما از آن حضرت کامل نباشد و زوایای بسیاری از زندگی آنحضرت پنهان بماند. |
||
|
|
|
|
|
احترام پيامبر اکرم به حضرت صديقه نوعي اعلام شأن و مرتبه فاطمه زهرا سلام الله عليها است و اين حالت از جانب پيامبر(ص) فقط از باب پدر فرزندي نبود و اين گونه نبود که پيامبر اکرم کلاً پدري باشند که فرزندانش را اينگونه احترام نمايد . اين امر از رفتارطبيعي پدرانه پيامبر اکرم صلوات الله عليه با ديگر فرزندانش بر مي آيد ، از آن جا که هيچ كدام آنان جايگاه فاطمه عليهاالسلام را نداشته اند، روابط و پيوند پيامبر خدا با آن فرزندان متعارف و بر حسب پيوند پدر و فرزندى بود، ولى با فاطمه عليهاالسلام حساب الهى و جداگانه اى داشت و وظيفه اش فوق العاده بود : - ما رايت احدا اشبه حديثا و كلاما برسول اللَّه من فاطمه و كانت اذا دخلت عليه قام لها من مجلسه و اخذ بيدها فقبلها و اجلسها فى مجلسه... [صحيح ترمذى، ج 2، ص 319- محجه البيضا، ج 4، ص 207- عوالم، ج 11، ص 130- بحار، ج 43 ص 40.] من كسى را از جهت سخن گفتن مثل فاطمه عليهاالسلام نديدم ، او هنگامى كه به حضور پدرش مى رسيد، رسول خدا به احترام او از جايش برمى خاست و دستش را مى بوسيد و او را در جاى خود مى نشانيد. - ابن عباس، (ثوبان) غلام پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ، عبداللَّه عمر و راويان ديگر نقل كرده اند: كان النبى اذا اراد سفرا كان آخر الناس عهدا بفاطمه، و اذا قدم كان اول الناس عهدا بفاطمه... [محجه البيضا، ج 4، ص 208 و با تفاوت مختصر-بحار، ج 43، ص 40- عوالم، ج 11، ص 130.] عادت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اين بود كه هنگام قصد سفر آخرين ديدارش با فاطمه و موقع بازگشت نخستين ديدارش با وى بود. |
||
|
|
|
|
|
يك برنامهنويس و يك مهندس در يك مسافرت طولاني هوائي كنار يكديگر
در هواپيما نشسته بودند.
برنامهنويس رو به مهندس كرد و گفت: «مايلي با همديگر بازي كنيم؟»
مهندس كه ميخواست استراحت كند محترمانه عذر خواست و رويش
را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روي خودش كشيد.
برنامهنويس دوباره گفت: «بازي سرگرمكنندهاي است. من از شما يك
سوال ميپرسم و اگر شما جوابش را نميدانستيد ۵ دلار به من بدهيد.
بعد شما از من يك سوال ميكنيد و اگر من جوابش را نميدانستم من
۵ دلار به شما ميدهم.»
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روي هم گذاشت تا
خوابش ببرد. اين بار، برنامهنويس پيشنهاد ديگري داد.
گفت: «خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولي اگر من
نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما ميدهم. اين پيشنهاد
چرت مهندس را پاره كرد و رضايت داد كه با برنامهنويس بازي كند.»
برنامهنويس نخستين سوال را مطرح كرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر
است؟»
مهندس بدون اينكه كلمهاي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به
برنامهنويس داد. حالا نوبت خودش بود.
مهندس گفت: «آن چيست كه وقتي از تپه بالا ميرود ۳ پا دارد و وقتي
پائين ميآيد ۴ پا؟»
برنامهنويس نگاه تعجب آميزي كرد و سپس به سراغ كامپيوتر قابل
حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طريق مودم بيسيم كامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات
موجود در كتابخانه كنگره آمريكا را هم جستجو كرد. باز هم چيز بدرد
بخوري پيدا نكرد. سپس براي تمام همكارانش پست الكترونيك فرستاد
و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يكي دو نفر هم گپ (chat) زد ولي
آنها هم نتوانستند كمكي كنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار كرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامهنويس بعد از كمي مكث، او را تكان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت
چه بود؟»
مهندس دوباره بدون اينكه كلمهاي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و
۵ دلار به برنامهنويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد. |
||
|
|
|
|
|
از شهيد مطهري سخن از عاشقي است که پهندشت سينهاش، منزل اِشراق اَنوار حق بود وفضاي درونش از شبنم مهر محبوب ، لبريز. هم او که خواب مردابها را آشفت و هماره نوشت و نوشت و گفت . دفترش سرشار بود از : آفتاب ، ستاره عشق ، شوق ، درد ، اميد و سطرهاي سپيد . دلي داشت سربلند، و سري سر به زير که بر سري چند، سايه ميگسترد ، گُل ميداد، بَرميآورد . شهيد مطهري ، شيفته خاندان «وحي و نبوت» و «جاذبه و دافعه علي» و «الگوي سيماي انسان در قرآن». او «هدف زندگي» را ، چيزي جز «تکامل اجتماعي انسان» و رسيدن به «زندگاني جاويدان با حيات اخروي» نميدانست. فريادهاي او بر «تحريفهاي عاشورا» نشاندهنده آشنايي عميقش با «حماسه حسيني»، «ختم نبوت» و برداشتهاي صحيحش از «قرآن و تاريخ» بود. او ضمن تفسير بسياري از «سورههاي قرآن» به «جهاد» پرداخت و «سيري در نهجالبلاغه» را آغاز کرد تا با استفاده از «امدادهاي غيبي در زندگي بشر» به مقام «انسان کامل» دست يابد. وي معتقد بود: «خورشيد دين هرگز غروب نميکند» و تنها در پرتوِ «آشنايي با قرآن» و آشنايي با علوم اسلامي» ميتوان به «جهانبيني توحيدي» و «ديدگاه توحيدي» دست يافت. شهيد مطهري ، «مَردي بسيار دقيق بود آثار و دل نوشته هاي او را ، همه گفتند و خواهند گفت؛ که نَه تنها «ده گفتار» و «بيست گفتار»، بلکه: «آثار و نصايحِ او که از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت ميگرفت، براي عارف و عامي، سودمند و فَرحزا است». ... و آنگاه که دشمنان، بر وي هجوم ميآوردند و کار را بر او سخت ميکردند، به امدادهاي الهي، اميدوار بود. استقلالِ شخصيت ، گريز از مريد پروري و شهرت، پرهيز شديد از دروغ و غيبت، اهل صفا و صميميت، مبارزه با کجروي و بدعت، روح تعبد و تقيد به کتاب خدا و عترت، تلاش دردمندانه براي هدايت و... در وجودش موج ميزد و نامش از صحيفه تاريخ و جريده جاودان معارف اسلام، هرگز فراموش نميشود. |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
|
|
مهتاب خسرو شاهی
شاید وقتی برای نخستین بار مردم با رادیوهای ترانزیستوری، نوع جدیدی از رسانه را شناختند (هر چند پیش از آن نیز با روزنامه و مجله آشنا شده بودند) هیچ کس تصور نمیکرد رسانهها، چنان با زندگی مردم پیوند بخورند که زندگی، بدون آنها برای ما غیرممکن باشد. در واقع اکنون رسانهها به چنان جایگاهی رسیدهاند که نه تنها خوراک فکری مردم را فراهم میکنند، بلکه بر تفکرات و در نتیجه بر زندگی جوامع دیگر نیز تاثیر میگذارند. این تاثیر در مسائلی که با زندگی مردم پیوند بیشتری دارد و مردم به آن اقبال بیشتری نشان میدهند، صد چندان است. ارتباطات و نقش رسانه در ارتقای سطح سلامت روحی-روانی افراد جامعه و ارتقای سطح کیفی زندگی یکی از همین مباحث مهم است. بهدلیل اهمیت موضوع گفتوگوی ما با دکتر علیرضا زالی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و یکی از پیشروان تاسیس رشتههای چند بخشی و نظامهای آموزشی و دکتر سید مجتبی میرعبداللهی، مسئول کمیته راهبردی ارتباطات سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که دارای سوابق مدیریت رسانهای است در ادامه از نظرتان میگذرد. بسیاری از جوامع دیگر، بحث نقش رسانهها در زندگی مختص گروه یا گروههای خاصی بود که به شکلی با مسئله مورد نظر درگیر یا علاقهمند بودند. اما اکنون رسانهها، بخش عمدهای از زندگی همه را شکل میدهند که پرداختن به مسئله بهداشت و سلامت نیز از این قاعده مستثنی نیست. دکتر زالی درباره نقش رسانه در تبدیل موضوع سلامت و بهداشت به بحثی فراگیر میگوید: «یکی از کارکردهای اساسی رسانه، تبدیل موضوعهای جزئی و فردی به موضوعهای عمومی است. اما برای این تبدیل باید ظرفیتها و قابلیتهایی را شناسایی کنیم تا بتوانیم مسائل را با مخاطب در میان بگذاریم. در جامعه ما که واحد عملکردی « خانواده» است، باید ارتباط درستی بین رسانهها و خانواده برای بیان مطالب بهداشتی- درمانی برقرار شود. علاوه بر این باید رابطه مناسبی بین درمانگر و درمانپذیر، یعنی پزشک و بیمار برقرار شود که این نیز از دیگر وظایف رسانهها است.» است. در واقع تا زمانی که بیمار یا بهطور کلی جامعه به پزشک یا گروههای بهداشتی- درمانی اعتقاد نداشته باشند و نتوانند گفتهها و عملکرد آنها را باور کنند، آموزش، درمان و یا ارائه هر گونه خدمات بهداشتی- درمانی بینتیجه است. این باور باید از طریق برنامهها و پیامهای بهداشتی- درمانیای که از طریق رسانهها ارائه میشود، در مخاطب ایجاد شود. در حقیقت «اعتمادسازی» مهمترین و نخستین شاخصی است که باید اصحاب رسانه (اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب) آن را مد نظر قرار دهند. دکتر زالی درباره باور و اعتقاد درمانپذیر و درمانگر یا بهطور کلی، شخصی که پیام بهداشتی را به مخاطب منتقل میکند، میگوید: «زمانی میتوانیم به انتقال پیام و دریافت آن مطمئن باشیم که مخاطب به «گوینده پیام» اطمینان داشته باشد و در ایجاد این فضا، رسانهها نقش مؤثری دارند.» او درباره شاخصهای یک برنامه موفق برای انتقال پیامهای بهداشتی- درمانی توضیح میدهد: «پیامها باید غیرمستقیم و بهصورت برنامههای مشاورهای و در کارگروههای درمانی ارائه شود تا پیامها به مخاطب به درستی منتقل شود. شیوه «مشاورهای» در ساخت برنامهها باید مورد توجه قرار گیرد و از بهترین ظرفیتها برای عمومیتسازی پیامهای بهداشتی- درمانی حوزه سلامت استفاده شود. شاید یکی از دلایل موفقیت برنامههای مشاورهای این است که در این برنامه برای مخاطب «تصمیمگیری» نمیشود و پیام نهایی توسط «خود مخاطب» دریافت میشود. در واقع تصمیمگیری نهایی توسط مخاطب و پس از جمع بندی او از بحث گرفته شده و همین باعث میشود مخاطب پیام برنامهها و آنچه را که برنامهساز قصد انتقال آن را داشته، دریافت کند.» دکتر میرعبداللهی نیز نظر جالبی درباره چگونگی دریافت پیام رسانهها توسط مخاطب عام دارد. او میگوید: «مخاطب عام رسانه، پیام رسانه یا بهتر بگوییم پیام برنامههای مختلف رسانهای را براساس سه اصل یعنی نیاز، میل و مصلحت میپذیرد.» او در ادامه میافزاید: «در ارتباط مستقیم و سنتی بین درمانگر و درمانپذیر، اصل مصلحت بیمار خیلی شاخص است. در حالی که برنامهساز رسانهای باید آگاه باشد که بدون توجه به دو عنصر دیگر، یعنی «میل و نیاز»، مخاطب پیاماش را دریافت نمیکند. بنابراین برای ساخت برنامههای «پیام محور» باید ۳ شاخص، مصلحت مخاطب، میل و نیاز او همزمان در نظر گرفته شود تا به نتیجهای که انتظار داریم، برسیم. استفاده از جذابیتهای بصری و نمایشی هم تاثیر نفوذ پیام سلامت را چند برابر میکند؛ البته به شرطی که از این ابزارها به درستی استفاده کنیم.» دکتر زالی درباره ویژگیهای پیامهای رسانه در زمینههای مختلف میگوید: «اگر بتوانیم از ۲ عنصر «کوتاهی و کوبندگی» پیام درباره همه تیزرها به ویژه تیزرهایی که پیام بهداشتی – سلامتیرا انتقال میدهند، استفاده کنیم، هم پیامها تاثیر بیشتری خواهند داشت و در ذهن مخاطب ماندگار میشوند و هماین که امکان «تکرار» پیام به دفعات وجود دارد. از طرفی پیام بهداشتی باید «شفاف» بوده و با منافع و عواطف مخاطب هم سو باشد. مثلا به جای اینکه بگوییم سیگار نکشید تا به انواع سرطانها دچار نشوید، باید حالتهای روحی و گریه زنی را که همسرش بهدلیل کشیدن سیگار به بیماری مبتلا و یا معتاد شده است، نشان دهیم و در نهایت هم اینکه نباید پیامها برای مخاطب « تصمیمگیری» کنند. با ایجاد فضای دو قطبی، تصمیمگیری را برای مخاطب آسانتر کنیم، اما بگذاریم مخاطب هم در این تصمیمگیری شریک باشد و خودش به نتیجه نهایی برسد.» یکی از دلایل موفقیتها یا به عکس، یکی از دلایل شکست برنامههای رسانه، « نشناختن مخاطب» است. رسانه باید با شناخت مخاطب و نیازهای او، خوراک مخاطب را فراهم کند. در غیراین صورت برنامه رسانه با شکست روبهرو میشود. دکتر میرعبداللهی درباره ضرورت شناخت مخاطب برای ساخت و طراحی برنامهها میگوید: « مردم نگران سلامت خود و خانوادهشان هستند و در دنیای مدرن امروز، حوزههایی از سلامت مانند تغذیه، زیبایی، استفاده از لیزر و سایر روشهای مدرن درمانی- زیبایی توجه همه گروهها، حتی گروههای تحصیلکرده اجتماع را بهخود جلب کرده است. بنابراین برنامهساز رسانهای که در حوزه سلامت فعالیت میکند، باید به این نیاز توجه کند. هر چند رسانه در این حوزه پیشرفتهای ویژهای داشته است، اما با توجه به ظرفیت رسانه، باز هم امکان پیشرفتهای بیشتر وجود دارد.» در جوامع در حالگذار مانند جامعه ما، بحث سلامت و بهداشت و علایق مردم، ویژگیهای خاصی دارد که برنامهسازان این جوامع باید توجه خاصی به این نکات داشته باشند. دکتر میرعبداللهی درباره علایق بهداشتی – سلامت مردم جوامع در حالگذار معتقد است: «در جوامع در حال گذار، مردم به روشهای طب تکمیلی و جایگزین به ویژه در درمان مشکلاتی مانند طاسی سر در مردان و... توجه نشان میدهند. از طرفی برای درمان، نخستین انتخاب آنها پزشکان بسیار معروف هستند. مادران جوان توجه خاصی به تغذیه و رشد و سلامت نوزادان خود میکنند و برنامهسازان باید از نیازهای مخاطبان یا همان افراد جامعه آگاه باشند.» دکتر زالی در ادامه گفتههای دکتر میرعبداللهی اضافه میکند: «در این جوامع بیماریهای رفتاری- روانی یکی دیگر از موضوعهای مورد بحث مردم است. از طرفی بحث ازدواج و مشکلات آن از دیگر دغدغههای مردم است که باید به آنها توجه کرد.» اما متأسفانه در جوامع در حالگذار و یا حتی جوامعی که در حال گذر از سنت به مدرنیته نیستند، موانعی وجود دارد که مانع از انتقال درست پیامهای بهداشتی- درمانی و یا هر پیام دیگری میشود. دکتر میرعبداللهی در این باره توضیح میدهد: «پیشزمینههای فکری مخاطبان که سالها است با این تفکرها و باورها زندگی کردهاند، یکی از مهمترین مشکلات در انتقال پیامها و البته پذیرش آن است. در واقع «تغییر باورهای غلط» از دشوارترین مسائلی است که رسانهها با آن روبهرو هستند. این باورهای اشتباه (که عمدتا از نسلهای قبل به نسل جدید منتقل میشوند) به ویژه در حوزه بهداشت و سلامت، نهتنها مشکلات فراوانی ایجاد میکنند، بلکه برنامهریزان و برنامهسازان باید زمان زیادی را صرف «ترمیم» باورهای نادرست و سپس «جایگزین کردن» عقاید درست کنند. از این نمونهها کم نداریم؛ مانند باورهای نادرستی که درباره شیر دادن به نوزاد، تغذیه کودک مبتلا به اسهال، روشهای درمان نوزاد مبتلا به زردی و مسئله نازایی یا دیر زایی زوجها و... وجود دارد..» همه ما زمانی حرف و نصیحت کسی را میپذیریم که به او اعتماد داشته باشیم. این اعتماد در بعضی موارد از حساسیت بیشتری برخوردار است؛ مانند اعتماد بین پزشک و بیمار یا آموزگار و دانش آموز؛ چون تا زمانی که نتوانیم به پزشک، آموزگار یا بهطور کلی کسی که دردمان را درمان میکند یا مسئلهای را به ما میآموزد، اعتماد کنیم، حرف او را نمیپذیریم و توصیهها و دستوراتش را جدی نمیگیریم و به آن عمل نمیکنیم. به همین دلیل دکتر زالی معتقد است: «یکی از مسئولیتهای مهم رسانهها، «اعتمادسازی» بین درمانگر و درمانپذیر، از طریق ساخت برنامههای رسانهای است.» به عقیده او در برنامههایی که به شکلی از حضور پزشک یا گروه درمانی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم استفاده و یا حتی پیامهای بهداشتی- سلامت ارائه میشود، باید انگیزه، صداقت و اعتماد به نفس بیانکننده پیام، نشان داده شود. در یک نگاه کلی، باید «صیانت» پزشک و افراد فعال در زمینه بهداشت و درمان جامعه حفظ شود و چهره این گروهها مخدوش نشود. دکتر میرعبداللهی هم معتقد است: «در مواردی،سازندگان برخی از برنامههای رسانهها، بدون آنکه متوجه باشند، اختلالهایی در راه اعتمادسازی ایجاد میکنند. در حال حاضر نظام خدمات بهداشتی در تلاش است تا مسئله «ارجاع به پزشک» و سپس مراجعه به متخصصان را در جامعه رواج دهد. اما ساخت برنامههایی که در آن بیمار برای نخستین بار، پیش از ارجاع به پزشک، به متخصص مراجعه میکند، طرح ارجاع به پزشک را با مشکل مواجه میکند. از طرفی در برخی از برنامهها میبینیم، بیمار دائما پزشک معالجاش را عوض میکند، که همه این رفتارها اعتماد به افراد فعال در بخش بهداشت و درمان را کاهش داده و حتی از بین میبرد و ذهن مخاطب را آشفته میکند. اگر انتقادی هم هست، نباید به این شکل بیان شود..» نوع برنامهها نیز در اعتمادسازی مخاطب بسیار مؤثر است. به عقیده دکتر زالی برنامههای سریالی و تولیدی، نقش مهمتری نسبت به برنامههای زنده دارند. در جامعه ما و بسیاری از جوامع در حال گذار، رفتارهای پرخطر به ویژه در بین نسل جوان و نوجوان و حتی بزرگسال کم نیستند. بنابراین بخش مهمی از برنامههای رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب، باید روی تغییر و ترمیم رفتارهای پرخطر مانند سیگار کشیدن، اعتیاد و... متمرکز شود. اما شیوه تمرکز روی این شیوهها باید به گونهای باشد که مخاطب آن را بپذیرد. دکتر زالی درباره نقش شاخصهایی که میتواند رسانهها را برای مخاطب جذاب و گیرا کند، میگوید: «برای تغییر رفتارهای پرخطر، برنامههای رسانهای باید علاوه بر اینکه روی ویژگیها و عواطف مخاطب یا بهطور خاص بیمار، تمرکز میکنند، از وجه تعاملی و چالشی هم برخوردار باشند. «نحوه انتقال» پیام و نه صرفا «محتوای» آن، شاخص دیگری برای انتقال بهتر پیام است. مثلا علاوه بر بیان تاثیر مخرب سیگار بر فرد سیگاری، مضرات مصرف سیگار روی سلامت اطرافیان او را هم بیان کنیم. به این ترتیب که اگر درباره مضرات دود سیگار برای فرد سیگاری صحبت میکنیم، به ضررهای کشیدن سیگار برای کودکان هم دقیقا اشاره کنیم تا پدر و مادرهای سیگاری با شنیدن این پیام و آگاهی از تاثیر آن روی سلامت فرزندانشان، زودتر کشیدن سیگار را کنار بگذارند. به این ترتیب برنامه ساز، زودتر به نتیجه میرسد.» دکتر مبرعبداللهی به آموزش مهارتهای زندگی در ترک رفتارهای پرخطر اشاره کرده و میگوید: «ترک رفتارهای پرخطر، به واسطه آموزش مهارتهای زندگی هم یکی دیگر از راههای مهم رفع این معضل است. نوجوانان یا جوانانی که مهارتهای زندگی را بیاموزند، میدانند چطور در شرایط مختلف خود را از آلودگی دور نگه دارند. این در واقع یکی از روشهای پیشگیری، پیش از درمان است که باید بهعنوان شاخصی تاثیرگذار، مورد توجه اصحاب رسانه قرار بگیرد.» اگر از افرادی که برنامه ریزی و نظم و ترتیب چندان محلی از اعراب در زندگیشان ندارد، بگذریم، بسیاری از ما برای یک خرید ساده تا برنامههای خیلی مهم و جدیتر، برنامهریزی میکنیم. قبل از آن هم کلی تحقیق میکنیم تا اشتباه نکنیم. در واقع اگر عنصر برنامهریزی را از زندگیمان حذف کنیم، نه تنها تلاشهایمان به نتیجه نمیرسد، بلکه وقت و هزینه بسیاری را هم به هدر دادهایم. به این ترتیب جای بحثی نمیماند که برای ساخت برنامههای رسانهای در هر حوزهای، به ویژه حوزه حساسی مانند سلامت که مستقیما با سلامت و جان مردم در ارتباط است، تحقیق و پژوهش و سپس طراحی برنامههای مختلف، ضروری است. دکتر میرعبداللهی معتقد است: «ابتدا باید گروه هدف را مشخص و سپس برنامهسازی کنیم. از طرفی باید شناخت درستی از مسائل رفتاری- روانی مردم جامعهمان داشته باشیم و باورهای درست و غلط آنها را بشناسیم. برنامهسازی موفق خواهد بود که با شناخت کامل از نیازهای روحی-روانی، اجتماعی، اقتصادی و... مردماش، برنامه بسازد؛ برای ساخت چنین برنامه کامل و چند سونگری، نیاز به پژوهش داریم. این ویژگی را باید تمام رسانهها مد نظر قرار بدهند.» به عقیده دکتر زالی، زمانی میتوانیم به نتیجه برنامهها اطمینان داشته باشیم که اولا، واقعگرایانه برنامهریزی کنیم و در ثانی راه حلهای عملی ارائه کنیم. یکی از انتقادهای سیاستگذاران سلامت به رسانهها، بخش تبلیغات بازرگانی در حوزه «صنعت غذا» است که به شکلی سلامت جامعه را تهدید میکند. اما توقف تبلیغات در این بخش، راهکار عملی نیست چراکه شاغلان بخش صنعت غذا برای دولت اهمیت ویژهای دارند. اما میتوانیم از سازندههای این تیزرهای تبلیغاتی بخواهیم تا تیزری مناسب، با همان جذابیت و طول زمان تهیه و پخش کنند. مثل تیزری درباره فواید تغذیه با شیر مادر، مصرف سبزی، میوه و... . دکتر میرعبداللهی در تکمیل صحبتهای دکتر زالی میگوید: «اگر ظرفیت انتقادپذیری مان را بالا ببریم، آنچه را که تهدید بهنظر میرسد، به فرصت تبدیل میکنیم. مثلا زمانی که رسانهها از برخی از بخشهای نظام بهداشتی- درمانی مثل اورژانسها و بخشهای دولتی انتقاد میکنند، به جای واکنشهای نامناسب میتوانیم با برنامهریزی مشکل را برطرف کنیم.» به عقیده دکتر زالی، توجهکردن به برخی موضوعها در بخش بهداشت و سلامت و تغذیه، مانع از پرداختن به برخی مسائل شده، در نتیجه از بخشی از نیازهای بخش سلامت غافل ماندهایم. اکنون زمان آن فرا رسیده که با همکاری رسانهها، این ناگفتهها را بازگو کنیم. دکتر زالی، برخی از این نیازها را ناشی از مقتضیات زندگی جدید شهری میداند؛ مثل اعتیاد به اینترنت، موضوع رژیم غذایی در بیماران مبتلا به بیماریهای مختلف مانند بیماران دیابتی، رماتیسم و.... وی میافزاید: « بازتوانی بیماران مبتلا به سکتههای قلبی- عروقی یا مغزی از دیگر مسایلی است که باید به آن توجه شود.» دکتر میرعبداللهی هم معتقد است: «چگونگی برخورد و تعامل با افراد معلول که به هر دلیل به این مشکل دچار شدهاند، توجه به نیازهای بومی هر منطقه و همکاری شبکههای استانی برای انتقال پیامهای بهداشتی- درمانی ویژه هر استان و در نهایت توجه به گسترش «چند رسانهای» یعنی پرداختن همزمان رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب به یک موضوع واحد برای پوشش گستردهتر آن و جلب مخاطبان بیشتر و در نتیجه افزایش تاثیر پیام مورد نظر، از دیگر سیاستهایی است که باید مورد توجه اصحاب رسانه و فعالان بخش بهداشت و درمان قرار گیرد. در یک جمع بندی کلی، همان قدر که رسانهها میتوانند با انتقادهای سازندهشان گامهای مؤثری جهت رفع نواقص و ایرادهای نظام بهداشت و سلامت بردارند، به همان نسبت نیز همسو و هماهنگ شدن عملکرد رسانهها اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب با اهداف فعالان عرصه بهداشت و درمان میتواند نیازهای جامعه را برآورده کند. |
||
|
|
|
|
|
يكي از سنتهاي الهي درجهت پرورش و آماده سازي پيامبران، براي رهبري و هدايت مردم همانا امر چوپاني بوده است. دکتر ناصري ------------------------------- |
||